غریب آشنا ( یکشنبه 18/1/87 :: ساعت 1:18 عصر)
انقد یادشون رفت که شدن قاتل جونش!
چرا راه دور میریم: یادته بعد از اونهمه اصرار و پافشاری محمد ٍ ما هم مردم یادشون رفت که تنها جانشین برحقش علی بود و بس؟
دیدی همون یتیمهایی که علی براشون شبونه غذا می برد چه جوری حسینش رو تیکه تیکه کردن؟
میدونم امروز که "پیروان غیرواقعی تو" به برادرت توهین میکنن همونقدر زجر میکشی که پیامبر ما کشید وقتی مردمش دچار فراموشی شدند و علی رو تنها گذاشتند ...
اما نازنینم
حماقت آدمها که دیگه پای پیامبراشون نیست . هست؟ اما شماها انقدر خوبین که لغزش اونها رو هم پای خودتون مینویسین.
مسیح خوبم!
میدونم دلت خونه
اما شنیدم طاقتت هم زیاده
مث طاقت مهدی .... که هی می بینه ما چه میکنیم و به رومون نمیاره
مسیحم!
میدونم تو هم منتظری
گمونم فقط تویی که خوب می فهمه مهدی چی میکشه
راستی: سلام ما رو به مهدی برسون
بگو خیلی جات خالیه
منتظر هردوتونیم.
پ. ن. : خاله بهار دعوتم کرد برات بنویسم. دوست دارم منم از همه بخوام این کارو بکنن. به ویژه از این دوستان دعوت میکنم تا نامه ای به تو بنویسن: رضوان ، کبریا ، صبا ، سرگیجه ، جوون و عمو اکبر .